👈 فروشگاه فایل 👉

داستان زندگي امام حسين (ع)

ارتباط با ما

... دانلود ...

داستان زندگي امام حسين (ع)

بخشی از متن اصلی :

قلب مرد به تپش افتاده بود . با سرعت كوچه هاي شهر مدينه را پشت سر مي گذاشت تا هر چه زودتر خود را به پيامبر برساند . دوست داشت اولين كسي باشد كه آن خبر مهم را به رسول خدا مي رساند . در راه هر كه را مي ديد ، سرا غ پيامبر را مي گرفت تا آنكه چشمش از دور به حضرت رسول افتاد . با عجله خود را به پيامبر رساند در حالي كه عرق از سر و صورتش جاري بود ، نفسي تازه كرد وگفت :«اي رسول خدا ! چشم ودل شما روشن باد !مژده دهيد كه خداوند فرزند ديگري به پاره تن شما – فاطمه «ع» -عنايت نمود .» با شنيدن اين خبر ، لبهاي حضرت به خنده گشوده شد وبرق شادي در چشمان مباركش نمايان گشت . هفت روز از تولد دومين فرزند فاطمه زهرا «ع»گذشته بود كه فرشته آسماني از طرف خداوند خبر آورد كه :«اي رسول ما !نام اين مولود راحسين بگذار…»

حضرت زهرا (ع) براي فرزندش – حسين ـ گوسفندي را قرباني كرد تا آن را بين نيازمندان و فقيران شهر تقسيم كند. پيامبر، حسين را مانند حسن دوست داشت . او را در آغوش مي گرفت و مي بوسيد وهميشه مي گفت :« حيسن از من است و من از حسينم.» پيامبر به ياران خود مي فرمود: « هركس حسن وحسين را دوست بدارد ،مرا دوست داشته است و هركس با آنها دشمني كند، با من دشمني كرده است. » دوران كودكي :

حسين«ع» دوران كودكي خود را همراه با برادرش حسن «ع» در كنار جدش ـ رسول خداـ و پدر و مهربانش گذراند. روزهايي با حوادث تلخ وشيرين كه درسهايي از شجاعت ، محبت و فداكاري را به دنبال داشت.

این فایل به همراه چکیده ، فهرست مطالب ، متن اصلی و منابع تحقیق با فرمتword در اختیار شما قرار می‌گیرد

تعداد صفحات : 20

👇محصولات تصادفی👇

پاورپوینت چشم انداز سازی در معماری شیرجه در باتلاق! - تحلیلی از آخرین وضعیت مسئله هسته ای ایران ارزيابي ميزان توليد داروي دسفرال از سويه استرپتومايسس پيلوسوس به روش بيولوژيك تاریخچه حسابداری صنعتی شرکت صنعتی تلاشگران مس نوید طرح لایه باز هفت سین ویژه مدارس و مهدکودک‌ها